سارا: اینجا لانه خرگوش

اثر شبکه یه ویژگی برای شرکت ها یا هر سیستم مشابه دیگر است . این اثر اینگونه عمل میکند که هر چه کاربران بیشتری از اون استفاده کنن ارزش اون شبکه برای تک تک کاربران به صورت تصاعدی بیشتر خواهد شد . این ویژگی یکی از قدرتمندترین لایه های دفاعی اقتصادی است یه سیستم در برابر رقباهای خودش میتواند از آن بهره ببرد . به عبارت دیگه اثر شبکه ای تاثیری که یه استفاده کننده از کالا یا خدمات بر ارزش اون کالا و خدمات داره . در صورت شکل گیری اثر شبکه ای ارزش یک محصول یا خدمات تحت تاثیر تعداد کاربرانش قرار میگیره .

این قسمت از لانه خرگوش در مورد Network effect یا همون اثر شبکه ایه . تو این قسمت میریم سراغ مقاله تحلیل اثر شبکه بیت کوین از Lyn Alden . که یه نویسنده خوش فکر اقتصادی و بیت کوینر هستش و میخوایم در مورد این صحبت کنیم که اصلا اثر شبکه ای چیه و چرا شکستنش سخته . اثر شبکه ای بیت کوین چه شکلیه و چرا شکستنش غیرممکن به نظر میاد و مهمتر از همه این که بیت کوین به چه شکل از اثر شبکه ای که داره بهره میبره و ارزشمند تر میشه .

اپیزودم 22 ، اثر شبکه ای ، بخش اول قبل از این که پادکست رو شروع کنیم این رو هم بگیم این بخش اول از یه موضوع سه قسمتیه . این قسمت اوله و قسمت های 23 و 24 در ادامه این موضوع هستن . پس حتما این سه قسمت رو پشت سر همدیگه گوش بدید .

ضیا : تعریف Network effect رو گفتیم . ویژگی یه سیستمه که هرچی کاربرای بیشتری از اون سیستم استفاده کنن اون رو ارزشمندتر میکنن . اما چند تا مثال بگیم که یه مقداری واضح تر بشه . شبکه تلفن یک مثال خیلی واضحه برای همه . اگه تو دنیا فقط یک نفر باشه که تلفن داشته باشه واضحه که این شبکه به هیچ دردی نمیخوره . مشخصه که این سیستم هیچ استفاده ای برای دارنده اون تلفن نخواهد داشت . اما اگه دو نفر تلفن داشته باشن ، الان هر چند ناچیز ، اون شبکه یه ارزش کوچیکی برای اون دو نفر میتونه داشته باشه . اما اگه تعداد دارندگان تلفن بیشتر بشه ماجرا به شکل قابل توجه ای فرق میکنه . هر چه آدم هایی که میتونن بهت زنگ بزنن یا بهشون زنگ بزنی بیشتر بشن اون وقت این شبکه برای همه کسایی که این تلفن دارن ارزشمندتر و مفیدتر میشه . وقتی به نقطه بالایی از تعداد کاربرها برسیم ، تلفن و تکنولوژی و سیستمش ارزش بالایی به دست میارن .

یه نظریه جالب دیگه ای هم هست به اسم قانون متکالف Metcalfe این اثر شبکه ای رو با n2 خلاصه میکنه . یعنی تعداد هر اتصالی که به شبکه اضافه میشه ، تعداد کل اتصال ها رو به توان دو میرسونه و اینطوری اثر شبکه ای بزرگتر میشه . توی سال 2022 احتمالا دیگه نمیشه این فرمول رو به راحتی استفاده کرد . چون تعداد اتصال های احتمالی برای یه چیزی مثل تلفن یا مثلا اینترنت میلیون ها و میلیارد ها که اصلا نه الان باید کوینتیلیون اتصال احتمالی شده باشه توی این شبکه . اما تلفن و اینترنت فقط یک نمونه خاصی از شبکه ها هستن .

Lyn Alden میگه این نوع شبکه های یه طرفه هستن . یعنی این که کاربران میتونن با همدیگه ارتباط برقرار کنن ولی همه کاربرها و گره ها توی این شبکه در واقع باهم برابر و یکسان ان ، یعنی همه مثل هم هستن. درسته که توی شبکه های تلفن و اینترنت یه سری زیرساخت ها مثل اپراتور ، روتر و غیره هم داریم که اهمیت بیشتری هم دارن ، اما به هرحال این زیرساخت برای شکل گیری این شبکه به کار گرفته میشه و حتی نوع اتصال به همون زیرساخت هم مشابه اتصال کاربراست و در کل میشه همه گره های توی این نوع شبکه ها رو یکسان و برابر با هم دونست .

سارا : اگه به شبکه های پرداخت از سمت دیگه نگاه کنیم مثالی از شبکه های دو طرفه هستن . بزارید توضیح بدیم تفاوتشون توی چیه ! توی شبکه های پرداخت ما دو نوع گره متفاوت داریم . گره نوع الف و گره نوع ب . تفاوت این دو گره اینه که گره های الف و ب میخوان به همدیگه متصل بشن اما گره های یکسان نمیخوان به هم متصل بشن یعنی الف نمیخواد به یه الف دیگه متصل بشه و همینطور ب هم نمیخواد به یه گره ب متصل بشه . بزارید مثال بزنیم که واضح تر بشه .

شبکه خریداران و فروشندگان رو تصور کنید یه خریدار از تعامل با یه خریدار دیگه بهره ای نمیبره و همینطور یه فروشنده از فروشنده دیگه هم همینطور . فروشنده میخواد به یه خریدار متصل بشه و برعکس . مثلا اپلیکیشن دیوار یا دیجی کالا یا نمونه های خارجی مثل ebay با جذب تعداد زیادی از فروشندگان و خریداران به پلتفرم خودشون ارزششون رو به شدت افزایش دادن یا مثلا شبکه تبلیغاتی گوگل ادسنس هم به همین شکل ارزشمند شده .

وب سایت هایی هستن که میخوان با تبلیغات درآمد کسب کن . از یه سمت دیگه تبلیغ کنندهایی هستن که میخوان توی وب سایت های معروف تبلیغ کنن . پس وجود بازاری برای این که دو طرف بتونن توی اون مورد مناسب خودشون ، حالا چه با انتخاب انسانی و چه با انتخاب بر اساس الگوریتم پیدا کنن خیلی ارزشمند میتونه باشه .

ضیا : معادله شبکه های دو طرفه هم مثل قبلی نماییه . تعداد اتصالات ممکن در شبکه برابر است با تعداد گره های الف ضربدر تعداد گره های ب . یعنی اگر دو فروشنده و چهار خریدار وجود داشته باشن ، هشت حالت احتمالی اتصال میان فروشنده ها و خریداران میتونه رخ بده . اگه سه فروشنده و سه خریدار وجود داشته باشه ، نه حالت اتصال احتمالی بوجود میاد . با ده فروشنده و بیست خریدار تعداد اتصال های ممکن به دویست میرسه .

پس اگر جیم نشون دهنده تعداد اتصالات و الف نشون دهنده تعداد گره های یک طرف و ب نشون دهنده های تعداد گره های طرف دوم باشه اونوقت معادله تعداد اتصالات میشه جیم مساوی است با الف ضربدر ب . یعنی تعداد ارتباط هایی که توی چیزی مثل شبکه خریدار و فروشنده ها هست میشه تعداد خریدارها ضربدر تعداد فروشنده ها . اگه تعداد کاربرهای شبکه های دو طرفه به میلیون ها نفر برسه اتصالات احتمالی میونشون به تریلیون ها مورد میرسه و توی این حالت حتی اگر یک کالای خیلی کمیاب یا گمنام هم باشه احتمال این که فروشنده بتونه خریدار مناسب رو پیدا کنه بالاتر میره . برعکسش هم صدق میکنه خریدار ، فروشنده مناسب خودش رو پیدا میکنه .

رشد همچین شبکه ای وقتی به یه نقطه ای خاصی برسه اونوقت اون شبکه تقریبا برای هر کالایی به یه فروشگاه یکپارچه تبدیل میشه و اونقدر برای کاربراش ارزشمند و برجسته میشه که دیگه امکان جایگزین شدنش دیگه نیست . شبکه های جدید و نوپا و کوچیکتری که بخوان باهاش رقابت کنن توانایی رقابت با اون رو ندارن .

Lyn Alden این نقطه خاص برای قدرتمند شدن و قالب شدن اثر شبکه ای رو توده یا جرم بحرانی میگه که به انگلیسی میشه Critical mass . این یه مفهمومه که از علم فیزیک هسته ای الهام گرفته شده که نشون دهنده پایین ترین نقطه یا کمترین سطح لازم و موثر برای شروع شدن یه واکنشه . واکنش مورد نظر خانم Lyn Alden تو اثر شبکه ای نقطه شروع قدرت گرفتن ، چیره شدن و بی رقابت شدن یک شبکست . جلوتر در مورد این که Critical mass یا همون توده بحرانی چی باشه بیشتر میگیم ، ولی فعلا چند تا مثال جالب از ساز و کار اثر شبکه ای بگیم. مثال هایی از شبکه پرداخت ، شبکه پستی ، شبکه های اجتماعی و چند تا مورد دیگه رو میگیک که اثر شبکه ای قوی داشتن یا که در مورد تلاش های موفق و ناموفق برای غلبه کردن به اثر شبکه ای توی گذشته هم صحبت میکنیم در ادامه و قول میدم که داستان های جالبی و سرگرم کننده ای هم داشته باشیم .

سارا : شبکه کارت های پرداخت توی آمریکا و خیلی از جاهای دنیا یه مثال خوب از این شبکه های دو طرفه و اثر شبکه ای غالبه . این کارت ها به شکل های مختلفی وجود دارن . میتونن Debit Card ، کارت شارژ یا کارت اعتباری همون Credit card باشن . توی ایالات متحده فقط 4 برند مستر کارت ، ویزا ، امریکن اکسپرس و دیسکاور فعال هستن . ولی در کل این کارت های پرداخت رو توی خیلی از جاهای دنیا میشه تهیه و استفاده کرد . توی پرانتز بگیم که بگیم به ایران هم خدمات میدن یا نه هرچی که خوب حدستون بهتون میگه مطمئین باشید همونه . بین این 4تا ویزا و مسترکارت بزرگتر از بقیه هستند و به عنوان پلتفرم های مستقل عمل میکنن که بانک ها میتونن از پلاتفرم هاشون استفاده کنن و از این ها کارت صادر کنن برای مشتریهاشون.

اما دو مورد دیگه شرکت های کوچیک تری هستن که روی حساب بانکی مشتری ها صادر میشن . یعنی بیشتر شبیه همین کارت های بانکی خودمون هستن تا این که یه شبکه مستقل پرداخت برای خودشون باشن . اما به هرحال موضوع اصلی یه چیز دیگست . توجه کنید که چهارتا شرکت از این کارت های پرداخت وجود داره .چرا ؟ چرا در طول چندین دهه شرکت های بیشتری توی این حوزه بوجود نیومدن ؟چرا بجای 4 برند 20 برند کارت اعتباری وجود نداره ؟ دلیل این که تعداد این شرکت ها کمه به اثر شبکه ای مربوط میشه .

آدم هایی که فروشگاه دارن یعنی همون فروشنده ها کارت هایی که معروف نباشن رو نمی پذیرن چون براشون ارزش نداره . مشتری ها هم کارت هایی که فروشگاه نمی پذیرن رو معمولا نمیرن بسازن . ماجرای مرغ و تخم مرغه . مشتری کارتی رو میفرسته که فروشنده ها می پذیرن و فروشنده ها هم کارتی رو می پذیرن که مشتری های می سازن. این یه دوره باطله یه گره کور و به همین دلیل هم است که اثر شبکه بعد از بوجود اومدنش دیگه به سختی میتونه جایگزین باشه . اگه خیلی واضح نیست بزارید اینجوری بگم که این یه جورایی تاثیر همون اثر شبکه ایه . یعنی این گره کوری که جلوی شرکت های کوچیکتر صادر کننده کارت اعتباری هست بخاطر اثر شبکه ای است که شرکت های بزرگ دارن و این گره کور رو نمیتونن باز کنن و بتونن جایی برای خودشون توی این بازار پیدا کنن و برای همین هم است که دهه ها همین چندتا شرکت فقط کارت میسازن و بقیه نمیتونن باهاشوهن رقابت کنن . یعنی حتی بعد از اومدن اینترنت .

ضیا : اره یعنی حتی بعد از اومدن اینترنت هم اینجوری نشد که این کارت ها کنار زده بشن . ببینید حتی چیزهایی مثل Paypal و Appel pay که وارد حوزه پرداخت شدن به جای رقابت با این کارت ها درو اقع کنارشون به کار ادامه دادن و در تقابل باهاشون نایستادن. اینترنت وقتی اومد شبکه های کارت اعتباری موجود از قبل هم حتی ارزشمندتر هم کرد چون بالاخره توی این اینترنت نمیشه از پول نقد استفاده کرد و برای همین اینترنت بازار موجود برای این شبکه های پرداخت رو اومد گسترش داد و سهم شبکه های کارت اعتباری توی پرداخت ها نسبت به سهم پول نقد به تدریج بیشتر و بیشتر شد .

این یه نمونه بود از یه اثر شبکه ای که همونطور که گفتیم نسبت به جایگزین شدن هم خیلی مقاوت از خودش نشون میده اما اگه تلاش کنیم یه اثر شبکه ای رو شکست بدیم چی میشه ؟ اصلا چقدر غلبه گر روی این اثر شبکه ای سخته ! احتمالا شکست میخوریم برای همین Lyn Alden برای ما از یه نمونه تاریخی میگه که در مورد شرکت های پستی تا به ما نشون میده اثر شبکه ای موجود یه رقیب نوپا رو از دور خارج میکنه.

توی ایالات متحده سه شبکه حمل و نقل اصلی وجود داره . دو تا از این شرکت ها UPS و FedEx هستن و بعد از این دو تا خدمات پست ایالات متحده سومیه . این موسسات به خاطر زیرساخت های گسترده ، مراکز حمل و نقل ، سامانه های کامیونی و خطوط هوایی و کارمندهای آموزش دیده ای که دارن اثرات شبکه ای براشون شکل گرفته . همه زیر ساخت پستی موجود هزینه حمل و نقل به ازای هر بسته رو خیلی پایین نگه میداره .

توی سال 2002 بزرگترین شرکت حمل و نقل جهان یعنی شرکت آلمانی دویچه‌ پست تلاش کرد که وارد بازار حمل و نقل توی ایالات متحده بشه . این شرکت آلمانی از هرکدوم از شرکت های UPS یا FedEx بزرگتر بود ، با این تفاوت که تمرکز شبکه پستیش توی اروپا بود . یعنی اصلا رقیب کوچیکی نبود . حتی اصلا نسبت به شرکت های آمریکایی بزرگتر هم بود . اما بعد از چندین سال تلاش تا سال 2008 شرکت دویچه پست نتونست به این بازار وارد بشه و توی این تلاشش شکست خورد . دویچه پست بعد از پنج سال تلاش ناموفق و بعد از صرف کردن ده میلیارد دلار هزینه عملیات پستیش برای ارسال بسته های پستی داخل آمریکا رو متوقف کرد .

ببینید توجه کنید بازار پست توی آمریکا کلا 61 میلیارد دلار ارزش داشت و دویچه پست به اندازه در واقع یک ششم این بازار فقط هزینه کرد که بتونه یه جایی واسه خودش توی بازار پیدا کنه اما با این حال شکست خورد ! فقط واحد حمل و نقل بین المللی خودش رو فعال نگه داشت . اینو هم بگم که دویچه پست کم تلاش نکرد با شرکت های مختلفی شریک شده بود و شرکت ها و پلتفرهای مختلفی خریده بود تا زیرساخت پستیش باشن . اما هیچوقت نتونست توی بازار آمریکا از جایگاه چهارم بالاتر بیاد .

یکی از مدیران DHL که زیرمجموعه همین دویچه پست هست گفته بود که با وجود این که ما پول زیادی رو برای جا افتادن گزینه سوم در بازار آمریکا سرمایه گذاری کردیم اما بهره وری بالای UPS و FedEx که رقیبامون هستن و دسترسیشون به بازار و مشتریان و معروفیت برندشون امکان محقق کردن این هدف رو باری دویچه پست غیر ممکن کرده بود . پس به این شکل که اثر شبکه ای قدرتمندی که از قبل وجود داره نسبت به شکست مقاوت از خودش نشون میده . حذف شبکه های پیشرو از عملیات اصلی که انجام میدن کار خیلی سختیه و تجربه ناموفق دویچه پست که خودش یک غولیه تو صنعت پست این موضوع رو برامون ملموس تر میکنه .

سارا : اما بعضی وقت ها هم میشه به اثر شبکه ای غلبه کرد . تو چه شرایطی میشه غلبه کرد ؟ به چه شکل اتفاق میوفته و چه پیش نیازهایی داره ؟ توی مثال بعدیمون از مثال خیلی معروف Myspace و Facebook میگیم .

شرکت Myspace تو سال 2003 ایجاد شد و توی دوره ای تعداد کاربراش به بیش از 100 میلیون نفر رسید . تو سال 2007 اوج ارزشش به 12 میلیارد دلار رسید ولی بعد از این ها به سرعت با افت ارزش مواجه شد . شرکت Facebook حدود 6 ماه بعد از Myspace توی اوایل سال 2004 و طی چند سال از این شرکت پیشی گرفت و میلیاردها کاربر ماهانه بدست آورد و تا این لحظه به اوج ارزش 800 میلیارد دلار دست یافته .

این شرکت بعدها اینستاگرام ، واتس آپ و سایر شبکه های بزرگ و کلیدی رو خریداری میکنه . البته امروزه شرکت Facebook با اسم متا شناخته میشه و اسمش رو تغییر داده به جز اون توی چند سال اخیر شرکت Facebook زیر بار انتقادات زیادی در رابطه با حریم خصوصی و انحصار بوده و اعتماد بسیاری از کاربراش هم از دست داده ولی با وجود همه این انتقادها و مخالفت ها که دائما دارن بیشتر و بیشتر میشن Facebook از هرچی کمپین Facebook Delete و شکایت های قضایی و تهدیدها جون سالم به در برده . باورنکردیه که با همه این جو منفی که به نظر خودم خوب به جا هم هست Facebook هنوز داره به روند رشدش ادامه میده . البته میانگین سنی کاربراش بالاتر رفته و شاید یه روزی در آینده این شبکه اجتماعی از هم بپاشه یا که دیگه رشدش متوقف بشه اما فعلا توی 17 سال عمری که داشته از نظر جهانی خیلی شرکت قوی است ولی برگردیم به اون دوران اولیه Facebook .

Lyn Alden میگه که جای تعجب وجود داره که Myspace با وجود امتیاز اول بودن توی دنیای Social Media چی شد که Facebook تونست بعدش بیاد و باهاش رقابت کنه و برنده بشه . Lyn Alden میگه که دلایل مختلفی وجود داره که میشه بهشون اشاره کرد اما دو دلیل قانع کننده تر از بقیه به نظر میاد .

ضیا : دلیل اول اینه که Facebook به عنوان یک Mesh Network شروع به کار کرد و از اون نقطه شروع به گسترش کرد . Mesh Network یعنی این که این شبکه یه نوع خاص با ویژگی های خاصی بود . مثلا Facebook کاربراش رو به سمتی سوق میداد که به جای این که ناشناس باشن از اسم اصلی خودشون استفاده کنن و بعد این شبکه رو منحصر به دانشجویان دانشگاه ها نگه داشته بود . این باعث شده بوده که Facebook سریعا به یه شبکه اجتماعی دانشجویی معروف بشه . Facebook از قشر دانشجوها شروع کرد ولی بعد تو گذر زمان یه شبکه عمومی شد و همه افراد میتونستن ازش استفاده کنن .

این کاری که Facebook کرد شبیه به این بود که موقع جنگ وارد مرزهای دشمن بشی و اونجا یه پایگاه بسازی و از اون نقطه ارتش میتونه شروع به پیشروی کنه . تهاجم Facebook به دانشگاه ها هم جای پایی برای Facebook ساخت تا بتونه توی شبکه گسترده تری که Myspace داشت تداخل ایجاد کنه و دلیل دوم این که Facebook چطور تونست حریف اثر شبکه ای Myspace بشه اینه که ، Myspace تو سازگار کردن خودش با تلفن های همراه و بعدتر تلفن های هوشمند عملکرد کند و ضعیفی داشت درحالی که Facebook به سرعت با تلفن های همراه که توی اون سال ها در حال اوج گرفتن بودن خودش رو سازگار کرد .

بالاترین ارزش Myspace توی سال 2007 بود. این سال همون سالی بود که iphone به بازار عرضه شد و موجی از کاربران اینترنت با موبایل رو وارد عرصه کرد . این موج اینترنت موبایلی نه فقط توی شبکه های اجتماعی بلکه توی خیلی از صنایع مثل فروشگاه ها و کتابخانه ها و صنعت پست و ... تداخل ایجاد کرد . ارزش Facebook توی اون سال تقریبا مشابه Myspace و حدود 15 میلیارد دلار بود اما بعدش ارزش Facebook به شکل نمایی افزایش پیدا کرد اما Myspcae همونجا داشت درجا میزد و بعد به سرعت هم سقوط کرد .

عرصه شبکه های اجتماعی زمین بازی موبایل ها شد و Facebook توی این زمین بازی کاملا فعال بود . دیدگاه Jeff Booth که یه کارآفرین معروف توی حوزه فناوری و نویسنده کتاب The Price of Tomorrow هست اینه که رویکرد Facebook با تلفن همراه لحظه ده برابری شدن Facebook رو رقم زد . ده برابری شدن یه نکته جالبیه تو اثر شبکه ای . برای این که یه رقیب بتونه توی اثر شبکه ای از قبل موجود تداخل ایجاد کنه باید حدودا ده برابر از اثر شبکه ای موجود بهتر باشه . شبکه ای که از قبل توی بازار وجود داشته باشه و کاربرهای فعالی داشته باشه توی اون صنعت خودش استحکام پیدا میکنه و توی بازار به شکل گسترده ای ریشه میده و یه شبکه جدید نمیتونه فقط با مقدار کمی برتری یا حتی اصلا با برتری دوبرابری جایگاه شبکه ای که از قبل وجود داره رو تصاحب کنه . شبکه جدید برای متقاعد کردن یه توده ای بحرانی از کاربرها و جذب اونا به سمت خودش باید به مراتب خیلی بیشتری بهتر از شبکه فعلی باشه .

اول پادکست در مورد توده بحرانی گفتیم . توده بحرانی یه نقطه خاصی از رشد و پیشرفت یک شبکست که برای قدرتمند شدن و غالب شدن اثر شبکه ای بهش نیاز داریم و این رو هم گفتیم که پایین ترین نقطه یا کمترین سطح لازم و موثر برای شروع شدن یک واکنشه .

سارا : خیلی خوب پس با توجه به توضیحاتی که گفتیم اگه مثلا من یه شرکتی بسازم یا یه محصولی بسازم و یا یه خدماتی که ارائه کنم که یکم بهتر از وضع موجود باشن اونوقت اثر شبکه ای شرکت های دیگه رو نمیتونم بهم بزنم . نه ! باید مثلا حداقل ده برابر بهتر باشم که بتونم توی اثر شبکه ای یه رقیب تداخل ایجاد کنم . من اگه بخوام یه توده بحرانی از کاربرها رو بدست بیارم و یا بزارید خیلی ساده تر بگم من اگه بخوام اونقدر کاربر توی شبکم بدست بیارم که حریف اثر شبکه ای یک رقیب بشن باشد ده برابر بهتر از اون بشم .

توی مثال Facebook ترکیبی از ویژگی ها باعث این موضوع شد . استفاده از نام های واقعی افراد ، چیره شدن روی محیط دانشگاه ها و سازگاری سریع با تلفن های هوشمند که خودشون درحال رشد انفجاری بودن. همه این عوامل دست به دست هم دادن تا Facebook از لحاظ سرعت گسترش و همگیر شدن ده برابر بهتر از Myspace عمل کنه و از اینجا بود که شکافی که بین Myspace و Facebook بوجود اومد دیگه واقعا غیر قابل جبران بود .

Myspace دیگه نمیتونست خودش رو به Facebook برسونه . البته اینو هم باید بگیم که Myspace اصلا حریف قدری هم نبود چون فقط 6 ماه قبل تر از Facebook تاسیس شده بود یعنی فاصله رقابتشون کم بود کلا و به جز اون Myspace یه سری بحرانهای مدیریتی داشت و شرکتش فروخته شد و تغییر استراتژی داد و یه سری کارها در کل انجام داد که به اصطلاح خودش دست خودش رو توی رقابت بست . مایکل سیلر بنیانگذار و مدیرعامل مولتی میلیاردر شرکت میکرواستراتژی که به بیت کوین هم خیلی علاقه داره و بالای صد هزار تا بیت کوین برای خودش و شرکتش خریده یه عدد جالبی رو برای قدرت اثر شبکه ای گفته . سیلر میگه رقم صدمیلیارد دلار رو میتونید یه معیار درنظر بگیریم که یه شبکه ای تسلط کامل روی بازار داره . اگه یه شرکت با اثر شبکه ای قوی با ارزش صد میلیارد دلار با پول امروزی برسه و به مراتب بزرگتر از همه رقبای خودش باشه اونوقت شکافی که خودش و رقبا میسازه عملا غیر قابل جبران و غیر قابل رقابته . این شکاف با رقبا شما رو یاد چیزی نمیندازه ! ولی فعلا بزارید قسمت بیست و دوم لانه خرگوش و بخش اول اثر شبکه ای رو همینجا تموم کنیم تا توی قسمت های بعدی بیشتر در مورد اثر شبکه ای صحبت کنیم . پس فعلا تا قسمت بیست و سوم و بخش دوم از اثر شبکه ای .

سارا: لانه‌ی خرگوش اول هر هفته منتشر می‌شه و می‌تونید از اسپاتیفای، انکر‌اف‌ام، کست‌باکس و پلتفرم‌های ‌استریمینگ دیگه اون رو دنبال کنید. علاوه بر اون، توی کانال تلگرام و یوتیوب ضیا صدر هم هر قسمت آپلود می‌شه. کافیه اسم لانه‌ی خرگوش رو به فارسی توی این پلتفرم‌ها سرچ کنید تا ما رو پیدا کنید. برای دسترسی مستقیم، همه‌ی پلتفرم‌های ما توی انکر قرار داره. فقط کافیه https://anchor.fm/RHJ رو تایپ کنید. صفحه‌ی پادکست ما رو فالو یا سابسکرایب کنید که از منتشر شدن قسمت‌های جدیدش مطلع بشین و بتونید اون رو دنبال کنید. اگه نظری یا پیشنهادی هم دارید می‌تونید با توییتر ضیا یا توی بخش‌های کامنت‌ پادکست با ما درمیون بذارید. فعلا تا هفته‌ی بعد و قسمت بعدی.