سارا: اینجا لانه خرگوش این اپیزود 23 ام از سفرهای ما به لانه خرگوشه . موضوع این قسمت اثر شبکه ای بخش دوم.

همونطور که از قبل میدونستیم تو این قسمت موضوع Network effect یا همون اثر شبکه ای رو ادامه میدیم . این بخش دوم از یه موضوع سه قسمتیه . اگه هنوز اپیزود 22 رو گوش ندادید توصیه میکنیم که قبل از این قسمت حتما اول اون رو گوش کنید. چرا که ما موضوع اثر شبکه ای رو در 22 و 23 و 24 پشت سر هم پوشش میدیم و بهتره که به ترتیب این سه اپیزود رو گوش بدید و مثل همیشه براتون از اسپانسرهای لانه خرگوش بگیم که حمایتشون خیلی به ما کمک میکنه تا لانه خرگوش رو بهتر جلو ببریم .

ضیا : تو قسمت قبلی ما در مورد این صحبت کردیم که اثر شبکه ای چیه ؟ چه ویژگی هایی از خودش نشون میده ؟ به چه شکل رشد میکنه ؟ و چرا شکستنش سخته ؟ و یه سری مثال ها رو هم براتون آوردیم از صنعت پست ، شبکه های کارت های اعتباری و شبکه های اجتماعی . این نمونه های تاریخی رو تو این قسمت ادامه میدیم تا درک بهتری از سازوکار اثر شبکه ای در عمل داشته باشیم .

تعریف اثر شبکه ای رو همونطور که تو قسمت قبل گفتیم این بود که اثر شبکه یه ویژگی برای شرکت ها و یا هر سیستم مشابه دیگست . این اثر اینگونه عمل میکنه که هرچه کاربرهای بیشتری از یه شبکه استفاده کنن ارزش اون شبکه برای همه کاربرها به صورت تصاعدی بیشتر میشه . این ویژگی یکی از قدرتمندترین لایه های اقتصادی که یه سیستم در برابر رقبای خودش میتونه از اون بهره ببره . به عبارت دیگه اثر شبکه ای تاثیری که یه استفاده از کننده از کالا و یا خدمات بر ارزش اون کالا و خدمات میزاره . درصورت وجود شکل گیری اثر شبکه ای ارزش یه محصول یا خدمات تحت تاثیر کاربراش قرار میگیره .

مثال هایی رو گفتیم که چطور بعضی شرکت ها در تقابل با اثر شبکه ای شکست خوردن و بعدش در مورد Facebook هم صحبت کردیم که چطور اثر شبکه ای Myspace رو شکست داد و چطور به اون موفقیت دست پیدا کرد . اما بزاریم داستان Facebook رو ادامه بدیم تا در مورد یه تلاش ناموفق برای تداخل توی اثر شبکه ای توی Facebook صحبت کنیم . چیزی شبیه همون مثال شرکت دویچه پست که توی اپیزود قبلی درموردش صحبت کردیم .

توی سال 2011 شرکت گوگل شبکه اجتماعی خودش رو به عنوان گوگل پلاس رو راه اندازی کرد . Facebook تو اون زمان شبکه اجتماعی پیشرو تو عرصه خودش بود . خیلی خیلی بزرگتر از Myspace بود و ده ها میلیارد دلار ارزش و حدود یک میلیارد کاربر از سراسر جهان داشت . Facebook غیر قابل توقف بود و بازار رو داشت می بلعید اما گوگل که سرمایه خیلی خوبی هم داشت و خیلی هم قدیمی تر و ثروت مندتر از Facebook هم بود و زیرساخت های سروری گسترده ای هم داشت ، سعی کرد وارد این بازی بشه . درست مثل دویچه پست که فکر میکرد شانس خوبی برای ورود به بازار حمل و نقل آمریکا داره . گوگل هم فکر میکرد که شانس خوب برای نفوذ و به هم زدن بازار شبکه های اجتماعی داره .

سارا : گوگل توی اون زمان خودش صاحب اثر شبکه ای تبلیغات اینترنتی بود و پربازدید ترین وب سایت تو دنیا بود . گوگل لینکی رو مستقیما توی صفحه اصلی خودش به گوگل پلاس گذاشت تا تعداد کاربرهای بیشماری اون لینک رو ببینن . به عبارت دیگه گوگل سعی کرد که از پلتفرم عظیمی که داره به عنوان جای پایی برای تهاجم به اثر شبکه Facebook استفاده کنه . جاپا ساختن تو این بازی مثل اینکه خیلی مهمه . اگه یادتون باشه گفتیم که Facebook این جای پا رو با دانشگاه ها برای خودش ساخت . حالا به هرحال گوگل پلاس توی اوج خودش تونست فقط چندصد میلیون کاربر رو جذب کنه و هیچ وقت نتونست کار خاصی رو از پیش ببره . آخرش هم توی سال 2019 تعطیل شد . دلیلش رو تا الان احتمالا بتونید حدس بزنید . گوگل نتونست 10 برابر بهتر از Facebook باشه که توده بحرانی جذب کنه .

گوگل پلاس ویژگی خاصی نداشت که اونو از Facebook متمایز کنه . با این حال گوگل توی بعضی از عرصه های دیگه اثرشبکه ای قوی داره . مثل موتور جستجو یا سرویس ایمیل یا پلتفرم انتشار محتوای ویدوئی که همون یوتیوبه،ولی توی شبکه های اجتماعی شکست بدی خورد . از گوگل فیس بوک و پست و همه اینها گفتیم اما از بزرگترین نمونه اثر شبکه ای که میتونستیم بگیم هنوز نگفتیم . Lyn Alden بهش میگه شبکه شبکه ها . آمازون .

پیدا کردن مثال هایی از شبکه های صد میلیارد دلاری که یه شبکه ای تونسته باشه ازشون جلو بزنه خیلی سخته . معیار صدمیلیارد دلاری که مایکل سیلر مطرح کرده به نظر در عمل معیار صحیحی بوده تا به اینجا ، چرا که همه نمونه های همچین اتفاقی اساسا به دوره قبل از اینترنت و بعد از اینترنت مربوط میشه . یعنی اینطوری بگیم که ادغام اینترنت با یه شبکه بالای ده برابر بهتر بود که به تازه واردها اجازه میداد که شبکه های موجود از قبل رو مختل کنه .

به عنوان مثال ایمیل شبکه پست فیزیکی رومختل کرد و فروشگاه های آنلاین شبکه فروشگاه فیزیکی رو مختل کردن .

ضیا : به جز انقلابی که اینترنت ایجاد کرد نمونه های خاصی از تداخل در شبکه های قالب وجود نداره. بورس های اقتصادی قوی چندین دهه است که هنوز پیشرو باقی مونده . کارت های اعتباری هم همینطور . این شبکه ها بعد از این که توده بحرانی برای شکل دهی به اثر شبکه ای بدست آوردن دیگه مختل کردنشون تقریبا غیر ممکن شده ، چون به ندرت میشه یه راهکاری چیزی پیدا کرد که ده برابر بهتر و وضعیت موجود باشه . شرکت های قدیمی توی صنایع رو به زوال تو طول زمان محکوم به شکست هستن اما شرکت هایی که اثر شبکه ای واقعی دارن معمولا عمر طولانی دارن اما تنها شرکتی که پیشرفت خوبی برای شکستن بعضی از شبکه ها داشته آمازونه . این شرکت برخلاف گوگل و دویچه پست تونست از یه اثر شبکه به اثر شبکه بعدی و بعدی بره و همینطور یکی بعد از دیگری شبکه های قبلی رو مختل کرد . البته توی این مسیر چالش هایی هم داشته ولی بزارید بیشتر در موردش بگیم .

آمازون توی دهه نود میلادی و توی زمان شروع استفاده از اینترنت به عنوان فروشنده آنلاین کتاب شروع به کار کرد . بعدش کم کم متحول شد و شد یه وب سایت پیشرو توی زمینه فروشگاه های آنلاین . دیگه فقط کتاب ارائه نمیکرد ، دسته های کالایی مختلفی رو اضافه کرده بود به وب سایتش و خیلی گسترش پیدا کرده بود .بعدش هم سیستم حمل و نقل مخصوص خودش رو ساخت و انبارهای بزرگ و بزرگتر ساخت و در نهایت توی این صنعت به خصوص به اثر شبکه ای خیلی قوی دست پیدا کرد .

شرکت آمازون بعد از این رفت سراغ Cloud Computing یا به اصطلاح محاسبات ابری . اون موقع چون حوزه Cloud حوزه جدیدی بود شرکت پیشرویی به معنای واقعی تو اون حوزه وجود نداشت . IBM شرکت پیشرو تو زمینه پلتفرم های سازمانی بود اما مثل Myspace که تو سازگاری تلفن همراه کند عمل کرد IBM هم توی نوآوری کردن تو عرصه خودش کند عمل کرد . آمازون از ظرفیت بزرگ سرورهای خودش برای ارائه خدمات ابری به شرکت های مختلف استفاده کرد و سریعا خدمات دهنده پیشرو تو زمینه خدمات ابری شد .

دو شبکه که شرکت آمازون داره یعنی تجارت الکترونیکش همون فروشگاه آنلاین و خدمات ابریش همدیگه رو تقویت میکنن . سود به دست اومده از خدمات ابری کمک میکنه که هزینه های بخش الکترونیکش پایین بمونه ولی در کل آمازون به فضای اضافی سرور خیلی زیادی نیاز داشت تا بتونه تو روزهای شلوغ و پربازدید سال به حجم خیلی عظیمی از خریدارها خدمات بده برای همین توسعه بیشتر این ظرفیت و ارائه فضای سرور به دیگران از لحاظ اقتصادی برای آمازون معقول بود .

سارا : بعد از اون آمازون رفت سراغ ایجاد یک فضا برای بازارچه های آنلاین . بازارچه های آنلاین چی هستن ؟ به انگلیسی همون Market place میگن . یعنی یه بستری که امکان خرید برای کاربر رو از چندین تامین کننده متفاوت فراهم میکنه . مثلا اگه از دیجی کالا استفاده کرده باشید احتمالا دیدید که توی چند سال اخیر این قابلیت رو اضافه کرده که فروشنده های دیگه هم توی وب سایت دیجی کالا هم ثبت نام کنن و محصولاتشون رو از طریق اون بفروشن .

آمازون با این کاری که کرد یه قسمتی از پتانسیل رشد یه شرکت دیگه به اسم ebay رو تصاحب کرد . شرکت ebay پلتفرم پیشرو توی عرصه بازارچه های آنلاینه و این رو هم بد نیست که بگیم که ارزشش حتی نزدیک 100 میلیارد دلار هم نیست . شرکت آمازون الان دیگه یه مدتیه که حتی سعی میکنه شبکه سیستم حمل و نقل رو به دست بگیره . با گسترش دادن سیستم حمل و نقل خودش آمازون جای پایی برای خودش ساخته که با FedEX و UPS رقابت کنه و بهشون فشار بیاره . آمازون در ابتدا خودش مشتری این دو تا شرکت بود و هنوز هم است اما روز به روز داره پیشرفت میکنه اما میخواد که خدمات تحویل کالا به مشتریشو خودش به عهده بگیره . از این لحاظ شرکت آمازون نسبت به دویچه پست موفق تر عمل کرده و شاید در آینده یه روزی برسه که بشه شرکت حمل و نقل پیشرو توی آمریکا . اما فعلا FedEX و UPS بازیگرهای اصلی این بازارها هستن و همچنان هم رو به رشد .

پس یعنی حتی آمازون با اون عظمتش با کل تلاش هایی هم که کرده باز فعلا نتونسته از یک شبکه قالب صدمیلیارد دلاری توی حمل و نقل جلو بزنه یا که جایگزینش بشه . آمازون توی بهترین حالت از دید اثر شبکه ای تونسته چندجور کار رو انجام بده . یک این که توی یه سری صنایع خاصی که شرکت های موجود توی اونها ضعیف بودن رو کنار زده . مثل IBM و خودش تبدیل به شرکت پیشرو توی اون عرصه شده . یا که توی یه مورد دیگه تونسته فقط بخشی از پتانسیل رشد شرکت دیگه مثل ebay رو تصاحب کنه که خوب ebay خودش حتی نزدیک به سطح صد میلیارد دلاری هم نیست . یا توی یه مورد دیگه آمازون فقط تونسته یه بازیگر تاثیرگذار باشه کنار بازیگرهای اصلی شبکه زیرساخت حمل و نقل توی آمریکا .

ضیا : اما اثر شبکه ای توی دنیای پروتکل ها . این یه بخشیه که واسه خود من هم خیلی جذابیت زیادی داره . تا الان در مورد چیزهایی زیادی اثر شبکه ای صحبت کردیم . مقیاس و معیارش ،نحوه تداخل ،شکست و موفقیت ، ویژگی ها و کلی هم مثال زدیم اما الان میخوایم از اثر شبکه ای و پروتکل ها بگیم که کم کم بتونیم ارتباطش با بیت کوین رو بهتر ببینیم . ما اینترنت رو به عنوان یه پدیده با تغییر و تحول سریع میشناسیم و واقعا هم همینطوره دائما در حال تغییر و تحوله و پیشرفت میکنه و گوشه به گوشه اینترنت هم یه تکلنولوژی داره بهش اضافه میشه ولی با همه اینها این پدیده که اسمش اینترنته روی پایه و اساس یه پروتکل خیلی قدیمی ساخته شده .

اینترنت توی پایه مجموعه از پروتوکل ها با اسم TCP IP اجرا میشه . این مجموعه پروتکل چهارمین دهه پیش توی دهه هفتاد میلادی یعنی حول و حوش 1970 یعنی 9 سال قبل از انقلاب اون موقع توصیه پیدا کرده اما تا به همین امروزش پایه و اساس و اینترنته یعنی زیربنای اینترنت یه مجموعه از تکنولوژی ها است که 45 سال پیش ساخته شده و همه وب سایت ها و اپلیکیشن ها و ویدئوها و حتی همین پادکست لانه خرگوش که همین الان دارید گوش میدید به همین تکنولوژی 45 ساله و خیلی قدیمی متکی ان .

نکته جالبی که در مورد این مجموعه تکنولوژی یا همون مجموعه پروتوکل TCP IP وجود داره اینه که هیچ نشونه ای هم از ضعیف شدن اثر شبکه ایش دیده نمیشه . میتونیم انتظار اینو داشته باشیم که این تکنولوژی بعد از 45 سال عمر راحت یه بیست یا سی سال دیگه راحت عمر داشته باشه و بهش شصت هفتاد یا شاید هم صد سالگی برسه و هنوز این پروتکل پایه و اساس اینترنت باقی بمونه . این لایه پایه اینترنت اونقدر ساده و انعطاف پذیره که هرچیزی رو میشه روی اون ساخت . یعنی بخش عمده توسعه توی لایه های بالاتر و لایه های کاربردی تر اینترنت اتفاق میوفته و نه تو لایه پروتکل .ما این زیرساخت اینترنت رو هر 5 سال نمیایم اصلاحش کنیم یا که تغییرش بدیم بلکه همه تغییرات کاربردها رو میبریم چند لایه بالاتر انجام میدیم .

اگه تصور این موضوع براتون سخته فکرش رو بکنید که اینترنت مثل یه ساختمون باشه . پی ساختمون و اسکلت و ستون هاش همین پروتکه که دهه هاست تغییر نکرده اما دیوارها و پنجره ها و رنگشون و تزئینات داخلشون رو هر یه مدت بازسازی و تغییر میدیم تا بهتر و کاربردی تر یا خلاقانه تر بشه . این دیوار و پنجره و رنگ و تزئینات مثل شبکه های اجتماعی و یوتیوب و کست باکس و تلگرام و اینجور چیزان ولی زیر ساخت اینترنت همون پی ساختمونه که دست نمیخوره .

یه مثال مشابه دیگه هم تکنولوژی USB که الان دیگه عمرش به 25 سال رسیده . این تکنولوژی هم هیچ نشونه ای از جایگزین شدن یا از بین رفتن نداره . ما شاید USB ورژن 2 یا 3 بسازیم که سرعت عملکرد USB رو افزایش بده اما خود اون تکنولوژی سر جاش باقی مونده .معمولا هم نسخه های جدیدی هم که برای بهتر کردن عملکرد می سازیم با نسخه های قبلی سازگاری داره که این خیلی مهمه و باید توجه کنیم که باید با قبلیش سازگاری داشته باشه . یعنی مثلا USB 3 رو میتونیم بهش 2 وصل کنید و برعکسش هم ممکنه . بعضی وقت ها شاید شکل آداپتورش رو تغییر بدیم . مثلا USB Type C یا Type B یا A داشته باشیم اما تکنولوژی همونه و برای این که سازگاری با نسخه های دیگه رو از دست ندیم معمولا یه تبدیل ها و مبدل ها و آداپتورها ساخته میشه که بتونیم نسخه های جدیدتر یا نسخه های مختلف رو به همدیگه وصل کنیم .

Lyn Alden میگه وقتی چیزی ساده است کار خودش رو انجام میده و بین همگان فراگیر میشه اونوقت فقط ارتقاهای تدریجی نیاز داره تا به مدت طولانی دوام بیاره . یعنی فرض کنید که من یه مهندس ام یه چیزی شبیه به USB طراحی و ثبت اختراع میکنم . این اختراع من عملا یه مقداری از USB بهتره هزینه ساختش از USB بیست یا سی درصد هم کمتره وسرعتش هم یه بیست یا سی درصد بیشتره ، حالا به نظر شما شانس من برای این که بتونم این محصول رو به یه استاندارد جهانی برای میلیاردها دستگاه برسونم و اون رو جایگزین USB کنم چقدره ؟ اصلا شانسی دارم ؟

جوابش اینه که احتمالا تقریبا صفره . درسته که روی کاغذ اختراع من بهتره از USB اما در عمل خیلی بدتر از USB . چون اختراع من قابلیت اتصال به هیچکدوم از این میلیاردها دستگاهی که توی دنیا هست رو نداره . آیا من باید تعجب کنم که هیچکی نمیخواد از اختراع من استفاده کنه! یعنی حتی با این که اختراع من بیست یا سی درصد بهتر از USB چرا هیچکی ازش استفاده نمیکنه!

سارا : بزارید الان پنج ثانیه سکوت کنیم و ببینیم که خودتون میتونید جواب رو حدس بزنید . خوب . بریم سراغ جواب . من اگه بخوام این تکنولوژی اختراع خودم رو جایگزین USB بشه باید اختراعم به مراتب بهتر از اون باشه . مثلا ده برابر بهتر از USB باشه . یعنی اصلا طوری بهتر از اون باشه که استفاده کردن از USB رو اصلا احمقانه جلوه بده . همین موضوع برای پروتکل TCP IP هم صادقه . اگه گروهی از شرکت های بزرگ تو دنیا دور هم جمع بشن و برای توسعه پروتکل بهتر از TCP IP پنج میلیارد دلار اختصاص بدن باز احتمالا نمیتونن چیزی بسازن که بتونه بیاد و جایگزین اون بشه . چرا که به اون نقطه بحرانی توی اجماع بین المللی برای تغییر پروتکل اینترنت نمیتونن برسن . یعنی نمیتونن تعداد مناسبی از کشورها رو قانع کنن که بیان پروتکل جدیدی که این شرکت ها ساختن رو بپذیرن.

بحث اثر شبکه ای پروتکل ها ارتباط مستقیمی با بیت کوین داره . از خیلی ها شاید شنیده باشید که بگن بیت کوین یه تکنولوژی قدیمیه . این حرف رو معمولا بیشتر از زبون سازنده های آلت کوین ها میشنویم . حالا کدوم آلت کوین باشه خیلی فرق نمیکنه . ده هزارتا یا شاید بیست هزارتا آلت کوین تا الان باید ساخته شده باشن . نکته ای که مهمه اینه که بیت کوین مثل پروتکل TCP IP خیلی ساده ساخته شده و این سادگی بخشی از فلسفه طراحی بیت کوینه . تا که مثل اینترنت لایه های دیگه بر مبنای اون ساخته بشن .

مثل همون ساختمون که گفتیم . اینجا هم بیت کوین مثل پی و ستون های ساختمونه و وقتی یه پروتکل بتونه به یه نقطه بحرانی از تعداد کاربر برسه و جایگاه خودش رو حفظ کنه اونوقت میتونه برای مدت خیلی طولانی دوام بیاره . از اینجا به بعد بریم سراغ این که اثر شبکه ای بیت کوین رو تجزیه و تحلیل کنیم و به نظرم خیلی جذاب میشه . یعنی این که از کجا به کجا رسیدیم . این که خیلی داریم میگیم که حتما از اوش گوش کنید برای اینه . اما خوب چون این اپیزود هم داره طولانی میشه میزاریم برای قسمت بعدی تا وارد جزئیات اثر شبکه ای بیت کوین بشیم . پس دوباره خداحافظ تا قسمت بعدی یعنی اپیزود بیست و چهارم .

سارا: لانه‌ی خرگوش اول هر هفته منتشر می‌شه و می‌تونید از اسپاتیفای، انکر‌اف‌ام، کست‌باکس و پلتفرم‌های ‌استریمینگ دیگه اون رو دنبال کنید. علاوه بر اون، توی کانال تلگرام و یوتیوب ضیا صدر هم هر قسمت آپلود می‌شه. کافیه اسم لانه‌ی خرگوش رو به فارسی توی این پلتفرم‌ها سرچ کنید تا ما رو پیدا کنید. برای دسترسی مستقیم، همه‌ی پلتفرم‌های ما توی انکر قرار داره. فقط کافیه https://anchor.fm/RHJ رو تایپ کنید. صفحه‌ی پادکست ما رو فالو یا سابسکرایب کنید که از منتشر شدن قسمت‌های جدیدش مطلع بشین و بتونید اون رو دنبال کنید. اگه نظری یا پیشنهادی هم دارید می‌تونید با توییتر ضیا یا توی بخش‌های کامنت‌ پادکست با ما درمیون بذارید. فعلا تا هفته‌ی بعد و قسمت بعدی.